दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1342› शेर 5 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۳۴۲
- دل از افلاک اگر افزون نبودی نکردی مه سواری اندر این دل
G1342:5
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چه کارستان که داری اندر این دل·چه بتها مینگاری اندر این دل
- 2 بهار آمد زمان کشت آمد·کی داند تا چه کاری اندر این دل
- 3 حجاب عزت ار بستی ز بیرون·به غایت آشکاری اندر این دل
- 4 در آب و گل فروشد پای طالب·سرش را میبخاری اندر این دل
- 5 دل از افلاک اگر افزون نبودی·نکردی مه سواری اندر این دل
- 6 اگر دل نیستی شهر معظم·نکردی شهریاری اندر این دل
- 7 عجایب بیشهای آمد دل ای جان·که تو میر شکاری اندر این دل
- 8 ز بحر دل هزاران موج خیزد·چو جوهرها بیاری اندر این دل
- 9 خمش کردم که در فکرت نگنجد·چو وصف دل شماری اندر این دل
ganjoor: sh1342 · public domain