दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1343› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۳۴۳
- گرد ما در میپری ای رشک ماه و مشتری آمدی تا دل بری ای قاف و ای عنقای دل
G1343:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل·تا چه باشد عاقبتشان وای دل ای وای دل
- 2 گر امان خواهی امانی ندهدت آن بیامان·میکشد جان را از این گل تا به سربالای دل
- 3 هر نواحی فوج فوج اندر گوی یا پشتهای·گاه پشته گاه گو از چیست از غوغای دل
- 4 قلزم روحست دل یا کشتی نوحست دل·موج موج خون فراز جوشش و گرمای دل
- 5 شور می نوشان نگر وان نور خاموشان نگر·جملگی سر گشت آن کو مرد اندر پای دل
- 6 گرد ما در میپری ای رشک ماه و مشتری·آمدی تا دل بری ای قاف و ای عنقای دل
- 7 ای که کالیوه بگشتی در جهان با پر جان·هیچ دیدی شیوهای تو لایق سودای دل
ganjoor: sh1343 · public domain