दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1379 शेर 5 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۳۷۹

  1. هم من مه و مهتاب تو هم گلشن و هم آب تو چندین ره از اشتاب تو بی‌کفش و دستار آمدم

G1379:5

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم·در چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدم
  2. 2 سرمایه مستی منم هم دایه هستی منم·بالا منم پستی منم چون چرخ دوار آمدم
  3. 3 آنم کز آغاز آمدم با روح دمساز آمدم·برگشتم و بازآمدم بر نقطه پرگار آمدم
  4. 4 گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدی·گفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم
  5. 5 هم من مه و مهتاب تو هم گلشن و هم آب تو·چندین ره از اشتاب تو بی‌کفش و دستار آمدم
  6. 6 فرخنده نامی ای پسر گرچه که خامی ای پسر·تلخی مکن زیرا که من از لطف بسیار آمدم
  7. 7 خندان درآ تلخی بکش شاباش ای تلخی خوش·گل‌ها دهم گرچه که من اول همه خار آمدم
  8. 8 گل سر برون کرد از درج کالصبر مفتاح الفرج·هر شاخ گوید لاحرج کز صبر دربار آمدم

ganjoor: sh1379 · public domain