दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1381› शेर 1 अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۳۸۱
- هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم در خانه گر می باشدم پیشش نهم با وی خورم
G1381:1
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم·در خانه گر می باشدم پیشش نهم با وی خورم
- 2 مستی که شد مهمان من جان منست و آن من·تاج من و سلطان من تا برنشیند بر سرم
- 3 ای یار من وی خویش من مستی بیاور پیش من·روزی که مستی کم کنم از عمر خویشش نشمرم
- 4 چون وقف کردستم پدر بر بادههای همچو زر·در غیر ساقی ننگرم وز امر ساقی نگذرم
- 5 چند آزمایم خویش را وین جان عقل اندیش را·روزی که مستم کشتیم روزی که عاقل لنگرم
- 6 کو خمر تن کو خمر جان کو آسمان کو ریسمان·تو مست جام ابتری من مست حوض کوثرم
- 7 مستی بیاید قی کند مستی زمین را طی کند·این خوار و زار اندر زمین وان آسمان بر محترم
- 8 گر مستی و روشن روان امشب مخسب ای ساربان·خاموش کن خاموش کن زین باده نوش ای بوالکرم
ganjoor: sh1381 · public domain