दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1383› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۳۸۳
- هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود در هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
G1383:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم·هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
- 2 هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود·در هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
- 3 درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری·آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
- 4 گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و می·من شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم
- 5 من آفتاب انورم خوش پردهها را بردرم·من نوبهارم آمدم تا خارها را برکنم
- 6 هر کس که خواهد روز و شب عیش و تماشا و طرب·من قندها را لذتم بادامها را روغنم
- 7 گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو·هین بیملولی شرح کن من سخت کند و کودنم
- 8 گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران·صد فضل دارد این بر آن کان جا هوا این جا منم
- 9 رو رو که صاحب دولتی جان حیات و عشرتی·رضوان و حور و جنتی زیرا گرفتی دامنم
- 10 هم کوه و هم عنقا توی هم عروه الوثقی توی·هم آب و هم سقا توی هم باغ و سرو و سوسنم
- 11 افلاک پیشت سر نهد املاک پیشت پر نهد·دل گویدت مومم تو را با دیگران چون آهنم
ganjoor: sh1383 · public domain