दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1391 शेर 7 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۳۹۱

  1. در چاه تخمی کاشتن بی‌عقل را باشد روا این جا به داد عقل کل کشت بیابانی کنم

G1391:7

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم؟!·وقت‌ست جان پاک را تا میر میدانی کنم
  2. 2 بیرون شدم ز آلودگی با قوت پالودگی·اوراد خود را بعد از این مقرون سبحانی کنم
  3. 3 نیزه به دستم داد شه تا نیزه‌بازی‌ها کنم·تا کی به دست هر خسی من رسم چوگانی کنم؟!
  4. 4 آن پادشاه لم یزل داده‌ست ملک بی‌خلل·باشد بتر از کافری گر یاد دربانی کنم
  5. 5 چون این بنا برکنده شد آن گریه‌هامان خنده شد·چون در بنا بستم نظر آهنگ دربانی کنم
  6. 6 ای دل، مرا در نیم‌شب دادی ز دانایی خبر·اکنون به تو در خلوتم تا آنچ می‌دانی کنم
  7. 7 در چاه تخمی کاشتن بی‌عقل را باشد روا·این جا به داد عقل کل کشت بیابانی کنم
  8. 8 دشوارها رفت از نظر، هر سد شد زیر و زبر·بر جای پا چون رست پر دوران به آسانی کنم
  9. 9 در حضرت فرد صمد دل کی رود سوی عدد؟!·در خوان سلطان ابد چون غیر سرخوانی کنم؟!
  10. 10 تا چند گویم؟! بس کنم، کم یاد پیش و پس کنم·اندر حضور شاه جان تا چند خط خوانی کنم؟!

ganjoor: sh1391 · public domain