दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1409 शेर 6 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۴۰۹

  1. چون ز بلاد کافری عشق مرا اسیر برد همچو روان عاشقان صاف و لطیف و ساده‌ام

G1409:6

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام·ناز رها کن ای صنم راست بگو که داده‌ام
  2. 2 گرچه برفتی از برم آن بنرفت از سرم·بر سر ره بیا ببین بر سر ره فتاده‌ام
  3. 3 چشم بدی که بد مرا حسن تو در حجاب شد·دوختم آن دو چشم را چشم دگر گشاده‌ام
  4. 4 چون بگشاید این دلم جز به امید عهد دوست·نامه عهد دوست را بر سر دل نهاده‌ام
  5. 5 زاده اولم بشد زاده عشقم این نفس·من ز خودم زیادتم زانک دو بار زاده‌ام
  6. 6 چون ز بلاد کافری عشق مرا اسیر برد·همچو روان عاشقان صاف و لطیف و ساده‌ام
  7. 7 من به شهی رسیده‌ام زلف خوشش کشیده‌ام·خانه شه گرفته‌ام گرچه چنین پیاده‌ام
  8. 8 از تبریز شمس دین بازبیا مرا ببین·مات شدم ز عشق تو لیک از او زیاده‌ام

ganjoor: sh1409 · public domain