दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1463› शेर 1 अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۴۶۳
- شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم تا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم
G1463:1
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم·تا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم
- 2 ای چشمه آگاهی شاگرد نمیخواهی·چه حیله کنم تا من خود را به تو دردوزم
- 3 باری ز شکاف در برق رخ تو بینم·زان آتش دهلیزی صد شمع برافروزم
- 4 یک لحظه بری رختم در راه که عشارم·یک لحظه روی پیشم یعنی که قلاوزم
- 5 گه در گنهم رانی گه سوی پشیمانی·کژ کن سر و دنبم را من همزه مهموزم
- 6 در حوبه و در توبه چون ماهی بر تابه·این پهلو و آن پهلو بر تابه همیسوزم
- 7 بر تابه توام گردان این پهلو و آن پهلو·در ظلمت شب با تو براقتر از روزم
- 8 بس کن همه تلوینم در پیشه و اندیشه·یک لحظه چو پیروزه یک لحظه چو پیروزم
ganjoor: sh1463 · public domain