दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1466› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۴۶۶
- زین واقعه مدهوشم باهوشم و بیهوشم هم ناطق و خاموشم هم لوح خموشانم
G1466:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 در عشق سلیمانی من همدم مرغانم·هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم
- 2 هر کس که پری خوتر در شیشه کنم زوتر·برخوانم افسونش حُراقه بجنبانم
- 3 زین واقعه مدهوشم باهوشم و بیهوشم·هم ناطق و خاموشم هم لوح خموشانم
- 4 فریاد که آن مریم رنگی دگر است این دم·فریاد کز این حالت فریاد نمیدانم
- 5 زان رنگ چه بیرنگم زان طره چو آونگم·زان شمع چو پروانه یا رب چه پریشانم
- 6 گفتم که مها، جانی امروز دگر سانی·گفتا که برو! منگر! از دیده انسانم
- 7 ای خواجه اگر مردی تشویش چه آوردی·کز آتش حرص تو پردود شود جانم
- 8 یا عاشق شیدا شو یا از بر ما واشو·در پرده میا با خود تا پرده نگردانم
- 9 هم خونم و هم شیرم هم طفلم و هم پیرم·هم چاکر و هم میرم هم اینم و هم آنم
- 10 هم شمس شکرریزم هم خطه تبریزم·هم ساقی و هم مستم هم شهره و پنهانم
ganjoor: sh1466 · public domain