दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1491 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۴۹۱

  1. گر هیچ گریزی بگریز از هوس خویش زیرا همه رنج از هوس بیهده دیدیم

G1491:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم·که از سفهش بس سر انگشت گزیدیم
  2. 2 گر هیچ گریزی بگریز از هوس خویش·زیرا همه رنج از هوس بیهده دیدیم
  3. 3 والله که مفری به جز از فر رخش نیست·کاندر خضر و گلشن او می نگریدیم
  4. 4 هر روز که برخیزی رو پاک بشویی·آن سوی دو ای دل که گه درد دویدیم
  5. 5 آن سوی که در ساعت دشوار دل خلق·آید که خدایا همه محتاج و مریدیم
  6. 6 هر دانه که چیدیم همه دام بلا بود·سوی تو پراشکسته و تن خسته پریدیم

ganjoor: sh1491 · public domain