दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1500› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۰۰
- شراب حق حلال اندر حلال است می خنب خدا نبود محرم
G1500:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چنان مست است از آن دم جان آدم·که نشناسد از آن دم جان آدم
- 2 ز شور اوست چندین جوش دریا·ز سرمستی او مست است عالم
- 3 زهی سرده که گردن زد اجل را·که تا دنیا نبیند هیچ ماتم
- 4 شراب حق حلال اندر حلال است·می خنب خدا نبود محرم
- 5 از این باده جوان گر خورده بودی·نبودی پشت پیر چرخ را خم
- 6 زمین ار خورده بودی فارغستی·از آنک ابر تر بارد بر او نم
- 7 دل محرم بیان این بگفتی·اگر بودی به عالم نیم محرم
- 8 ز آب و گل برون بردی شما را·اگر بودی شما را پای محکم
- 9 رسید این عشق تا پای شما را·کند محکم ز هر سستی مسلم
- 10 بگو باقی تو شمس الدین تبریز·که بر تو ختم شد والله اعلم
ganjoor: sh1500 · public domain