दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 151 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G151 · 16 शेर
غزل شمارهٔ ۱۵۱
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G151:1 سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق رااز صبوحیهای شاه آگاه کن فساق را
- G151:2 از عنایتهای آن شاه حیات انگیز راجان نو ده مر جهاد و طاعت و انفاق ما
- G151:3 چون عنایتهای ابراهیم باشد دستگیرسر بریدن کی زیان دارد دلا اسحاق را
- G151:4 طاق و ایوانی بدیدم شاه ما در وی چو ماهنقشها میرست و میشد در نهان آن طاق را
- G151:5 غلبه جانها در آن جا پشت پا بر پشت پارنگ رخها بیزبان میگفت آن اذواق را
- G151:6 سرد گشتی باز ذوق مستی و نقل و سماعچون بدیدندی به ناگه ماه خوب اخلاق را
- G151:7 چون بدید آن شاه ما بر در نشسته بندگانوان در از شکلی که نومیدی دهد مشتاق را
- G151:8 شاه ما دستی بزد بشکست آن در را چنانکچشم کس دیگر نبیند بند یا اغلاق را
- G151:9 پارههای آن در بشکسته سبز و تازه شدکنچ دست شه برآمد نیست مر احراق را
- G151:10 جامه جانی که از آب دهانش شسته شدتا چه خواهد کرد دست و منت دقاق را
- G151:11 آن که در حبسش از او پیغام پنهانی رسیدمست آن باشد نخواهد وعده اطلاق را
- G151:12 بوی جانش چون رسد اندر عقیم سرمدیزود از لذت شود شایسته مر اعلاق را
- G151:13 شاه جانست آن خداوند دل و سر شمس دینکش مکان تبریز شد آن چشمه رواق را
- G151:14 ای خداوندا برای جانت در هجرم مکوبهمچو گربه مینگر آن گوشت بر معلاق را
- G151:15 ور نه از تشنیع و زاریها جهانی پر کنماز فراق خدمت آن شاه من آفاق را
- G151:16 پرده صبرم فراق پای دارت خرق کردخرق عادت بود اندر لطف این مخراق را
ganjoor: sh151 · public domain