दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1513 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۱۳

  1. رخم از قبلهٔ جان نور گیرد چو با یاد تو اندر گور باشم

G1513:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 اگر سرمست اگر مخمور باشم·مهل کز مجلس تو دور باشم
  2. 2 رخم از قبلهٔ جان نور گیرد·چو با یاد تو اندر گور باشم
  3. 3 قرارم کی بود خود در تک گور·چو بر دمگاه نفخ صور باشم
  4. 4 صد افسنتین و دارو‌های نافع·توی جان را چو من رنجور باشم
  5. 5 شوم شیرین ز لطف گوهر تو·اگر چون بحر تلخ و شور باشم
  6. 6 اگر غم همچو شب عالم بگیرد·برآ ای صبح تا منصور باشم
  7. 7 توی روز و منم استارهٔ روز·عجب نبود اگر مشهور باشم
  8. 8 به من شاد‌ند جمله روزجویان·چو پیش آهنگ چون تو نور باشم
  9. 9 مرا مخمور می‌داری نه از بخل·ولی تا ساکن و مستور باشم
  10. 10 بدان مستور می‌داری چو حوتم·که تا از عقربت مهجور باشم
  11. 11 چه غم دارم ز نیش عقرب ای ماه·چو غرق شهد چون زنبور باشم
  12. 12 خمش کردم ولیکن عشق خواهد·که پیش زخمه‌اش تنبور باشم

ganjoor: sh1513 · public domain