दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1521 शेर 8 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۲۱

  1. چو تو پنهان شوی، از اهل کفرم چو تو پیدا شوی، از اهل دینم

G1521:8

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 من از عالم تو را تنها گزینم·روا داری که من غمگین نشینم؟!
  2. 2 دل من چون قلم اندر کف توست·ز توست ار شادمان و گر حزینم
  3. 3 به جز آنچه تو خواهی من چه باشم؟·به جز آنچه نمایی من چه بینم؟
  4. 4 گه از من خار رویانی گهی گل·گهی گل بویم و گه خار چینم
  5. 5 مرا تو چون چنان داری چنانم·مرا تو چون چنین خواهی چنینم
  6. 6 در آن خمّی که دل را رنگ بخشی·چه باشم من، چه باشد مهر و کینم؟
  7. 7 تو بودی اوّل و آخر تو باشی·تو به کن آخرم از اولینم
  8. 8 چو تو پنهان شوی، از اهل کفرم·چو تو پیدا شوی، از اهل دینم
  9. 9 به جز چیزی که دادی من چه دارم؟·چه می جویی ز جیب و آستینم؟

ganjoor: sh1521 · public domain