दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1524› शेर 10 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۲۴
- تو او را گو که بانگِ کُه از او بود زهی گویندهٔ بیمنتهایم
G1524:10
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چو آب آهسته زیر که درآیم·به ناگه خرمن که درربایم
- 2 چکم از ناودان من قطره قطره·چو طوفان من خراب صد سرایم
- 3 سرا چهبْوَد؟ فلک را برشکافم·ز بیصبری قیامت را نپایم
- 4 بلا را من علف بودم ز اول·ولیک اکنون بلاها را بلایم
- 5 ز حبس جا میابا دل رهایی·اگر من واقفم که من کجایم
- 6 سر نخلم ندانی کز چه سوی است·در این آب ار نگونت مینمایم
- 7 نه قلماشی است لیکن ماند آن را·نه هجوی میکنم نی میستایم
- 8 دم عشق است و عشق از لطفْ پنهان·ولی من از غلیظی های هایم
- 9 مگو کُه را اگر آرد صدایی·کهای کُه نامدی، گفتی که آیم
- 10 تو او را گو که بانگِ کُه از او بود·زهی گویندهٔ بیمنتهایم
ganjoor: sh1524 · public domain