दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1542 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۴۲

  1. حلال اندر حلال اندر حلال است می خنب خدا نبود مُحرّم

G1542:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 چنان مستم چنان مستم من این دم·که حوا را بنشناسم ز آدم
  2. 2 ز شور من بشوریده‌ست دریا·ز سرمستی من مست است عالم
  3. 3 زهی سر ده که سر ببریده جلاد·که تا دنیا نبیند هیچ ماتم
  4. 4 حلال اندر حلال اندر حلال است·می خنب خدا نبود مُحرّم
  5. 5 از این باده جوان گر خورده بودی·نبودی پشت پیر چرخ را خم
  6. 6 زمین ار خورده بودی فارغستی·از آن که ابر تر بارد بر او نم
  7. 7 دل بی‌عقل شرح این بگفتی·اگر بودی به عالم نیم مَحرَم
  8. 8 ز آب و گل برون بردی شما را·اگر بودی شما را پای محکم

ganjoor: sh1542 · public domain