दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1565› शेर 7 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۶۵
- بگداز مرا که جمله قندم گر من فسرم وگر گدازم
G1565:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای دشمن روزه و نمازم·وی عمر و سعادت درازم
- 2 هر پرده که ساختم دریدی·بگذشت از آنک پرده سازم
- 3 ای من چو زمین و تو بهاری·پیدا شده از تو جمله رازم
- 4 چون صید شدم چگونه پرم·چون مات توام دگر چه بازم
- 5 پروانه من چو سوخت بر شمع·دیگر ز چه باشد احترازم
- 6 نزدیکتری به من ز عقلم·پس سوی تو من چگونه یازم
- 7 بگداز مرا که جمله قندم·گر من فسرم وگر گدازم
- 8 یک بارگی از وفا مشو دست·یک بار دگر ببین نیازم
- 9 یک بار دگر مرا فسون خوان·وز روح مسیح کن طرازم
- 10 بر قنطره بست باج دارم·از بهر عبور ده جوازم
- 11 خاموش که گفت حاجتش نیست·در گفتن خویش یاوه تازم
- 12 خاموش که عاقبت مرا کار·محمود بود چو من ایازم
ganjoor: sh1565 · public domain