दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1566 शेर 11 ← पिछला

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۶۶

  1. جز شمع و شکر مگوی چیزی چیزی بمگو که من ندانم

G1566:11

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 تا با تو قرین شده‌ست جانم·هر جا که روم به گلستانم
  2. 2 تا صورت تو قرین دل شد·بر خاک نیم بر آسمانم
  3. 3 گر سایه من در این جهان است·غم نیست که من در آن جهانم
  4. 4 من عاریه‌ام در آن که خوش نیست·چیزی که بدان خوشم من آنم
  5. 5 در کشتی عشق خفته‌ام خوش·در حالت خفتگی روانم
  6. 6 امروز جمادها شکفته‌ست·امروز میان زندگانم
  7. 7 چون علم بالقلم رهم داد·پس تخته نانبشته خوانم
  8. 8 چون کان عقیق در گشاده‌ست·چه غم که خراب شد دکانم
  9. 9 زان رطل گران دلم سبک شد·گر دل سبک است سرگرانم
  10. 10 ای ساقی تاج بخش پیش آ·تا بر سر و دیده‌ات نشانم
  11. 11 جز شمع و شکر مگوی چیزی·چیزی بمگو که من ندانم

ganjoor: sh1566 · public domain