दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1570› शेर 5 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۵۷۰
- آن آب حیات سرمدی را چون آب در این جگر گرفتیم
G1570:5
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 آن عشرت نو که برگرفتیم·پا دار که ما ز سر گرفتیم
- 2 آن دلبر خوب باخبر را·مست و خوش و بیخبر گرفتیم
- 3 هر لحظه ز حسن یوسف خود·صد مصر پر از شکر گرفتیم
- 4 در خانه حسن بود ماهی·رفتیمش و بام و در گرفتیم
- 5 آن آب حیات سرمدی را·چون آب در این جگر گرفتیم
- 6 چون گوشه تاج او بدیدیم·مستانهاش از کمر گرفتیم
- 7 هر نقش که بیوی است مردهست·از بهر تو جانور گرفتیم
- 8 هر جانوری که آن ندارد·او را علف سقر گرفتیم
- 9 هر کس گهری گرفت از کان·از کان همه سیمبر گرفتیم
- 10 از تابش نور آفتابی·چون ماه جمال و فر گرفتیم
- 11 شمس تبریز چون سفر کرد·چون ماه از آن سفر گرفتیم
ganjoor: sh1570 · public domain