दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1640› शेर 11 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۶۴۰
- طبل باز شهم ای باز بر این بانگ بیا پیش از آن که بروم نظم غزلها نکنم
G1640:11
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 گر تو خواهی که تو را بیکس و تنها نکنم·وامقت باشم هر لحظه و عذرا نکنم
- 2 این تعلق به تو دارد سر رشته مگذار·کژ مباز ای کژ کژباز مکن تا نکنم
- 3 گفتهای جان دهمت نان جوین می ندهی·بیخبر دانیم ار هیچ مکافا نکنم
- 4 گوش تو تا بنمالم نگشاید چشمت·دهمت بیم مبارات تو اما نکنم
- 5 متفرق شود اجزای تو هنگام اجل·تو گمان برده که جمعیت اجزا نکنم
- 6 منشی روز و شبم نیست شود هست کنم·پس چرا روز تو را عاقبت انشا نکنم
- 7 هر دمی حشر نوستت ز ترح تا به فرح·پس چرا صبر تو را شکر شکرخا نکنم
- 8 هر کسی عاشق کاری ز تقاضای من است·پس چه شد کار جزا را که تقاضا نکنم
- 9 تا ز زهدان جهان همچو جنینت نبرم·در جهان خرد و عقل تو را جا نکنم
- 10 گلشن عقل و خرد پرگل و ریحان طری است·چشم بستی به ستیزه که تماشا نکنم
- 11 طبل باز شهم ای باز بر این بانگ بیا·پیش از آن که بروم نظم غزلها نکنم
ganjoor: sh1640 · public domain