दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1709 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۷۰۹

  1. از ما مپوش راز که در سینه توایم وز ما مدزد دل که نه ما دل فشاره‌ایم

G1709:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم·بیچاره نیستیم که درمان و چاره‌ایم
  2. 2 در بزم چون عقار و گه رزم ذوالفقار·در شکر همچو چشمه و در صبر خاره‌ایم
  3. 3 ما پادشاه رشوت باره نبوده‌ایم·بل پاره دوز خرقه دل‌های پاره‌ایم
  4. 4 از ما مپوش راز که در سینه توایم·وز ما مدزد دل که نه ما دل فشاره‌ایم
  5. 5 ما آب قلزمیم نهان گشته زیر کاه·یا آفتاب تن زده اندر ستاره‌ایم
  6. 6 ما را ببین تو مست چنین بر کنار بام·داند کنار بام که ما بی‌کناره‌ایم
  7. 7 مهتاب را چه ترس بود از کنار بام·پس ما چه غم خوریم که بر مه سواره‌ایم
  8. 8 گر تیردوز گشت جگرهای ما ز عشق·بی‌زحمت جگر تو ببین خون چه کاره‌ایم
  9. 9 قصاب ده اگر چه که ما را بکشت زار·هم می چریم در ده و هم بر قناره‌ایم
  10. 10 ما مهره‌ایم و هم جهت مهره حقه‌ایم·هنگامه گیر دل شده و هم نظاره‌ایم
  11. 11 خاموش باش اگر چه به بشرای احمدی·همچون مسیح ناطق طفل گواره‌ایم
  12. 12 در عشق شمس مفخر تبریز روز و شب·بر چرخ دیوکش چو شهاب و شراره‌ایم

ganjoor: sh1709 · public domain