दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1716› शेर 7 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۷۱۶
- باده دهم طاس طاس ده ز وجودم خلاص باده شد انعام خاص عقل شد انعام عام
G1716:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 امشب جان را ببر از تن چاکر تمام·تا نبود در جهان بیش مرا نقش و نام
- 2 این دم مست توام رطل دگر دردهم·تا بشوم محو تو از دو جهان والسلام
- 3 چون ز تو فانی شدم و آنچ تو دانی شدم·گیرم جام عدم می کشمش جام جام
- 4 جان چو فروزد ز تو شمع بروزد ز تو·گر بنسوزد ز تو جمله بود خام خام
- 5 این نفسم دم به دم درده باده عدم·چون به عدم درشدم خانه ندانم ز بام
- 6 چون عدمت می فزود جان کندت صد سجود·ای که هزاران وجود مر عدمت را غلام
- 7 باده دهم طاس طاس ده ز وجودم خلاص·باده شد انعام خاص عقل شد انعام عام
- 8 موج برآر از عدم تا برباید مرا·بر لب دریا به ترس چند روم گام گام
- 9 دام شهم شمس دین صید به تبریز کرد·من چو به دام اندرم نیست مرا ترس دام
ganjoor: sh1716 · public domain