दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1717› शेर 9 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۷۱۷
- تا سوی تبریز جان جانب شمس الزمان آید صافی روان گوید ای من منم
G1717:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 لولیکان تویم در بگشا ای صنم·لولیکان را دمی بار ده ای محتشم
- 2 ای تو امان جهان ای تو جهان را چو جان·ای شده خندان دهان از کرمت دم به دم
- 3 امن دو عالم توی گوهر آدم توی·هین که رسید از حبش بر سر کوی حشم
- 4 چون برسد کوس تو کمتر جاسوس تو·گردد هر لولیی صاحب طبل و علم
- 5 رایت نصرت فرست لشکر عشرت فرست·تا که ز شادی ما جان نبرد هیچ غم
- 6 تیغ عرب برکنیم بر سر ترکان زنیم·چون لطفت برکشد بر خط لولی رقم
- 7 خوف مهل در میان بانگ بزن کالامان·عشرت با خوف جان راست نیاید به هم
- 8 مهر برآور به جوش وز دل چنگ آن خروش·پر کن از عیش گوش پر کن از می شکم
- 9 تا سوی تبریز جان جانب شمس الزمان·آید صافی روان گوید ای من منم
ganjoor: sh1717 · public domain