दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1725› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۷۲۵
- وگر به خشم روی صدهزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات منم
G1725:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم·در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم
- 2 وگر به خشم روی صدهزار سال ز من·به عاقبت به من آیی که منتهات منم
- 3 نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی·که نقشبند سراپردهٔ رضات منم
- 4 نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی·مرو به خشک که دریای با صَفات منم
- 5 نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو·بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم
- 6 نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند·که آتش و تبش و گرمی هوات منم
- 7 نگفتمت که صفتهای زشت در تو نهند·که گم کنی که سرِ چشمه صفات منم
- 8 نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت·نظام گیرد؟ خلّاق بیجهات منم
- 9 اگر چراغ دلی، دان که راه خانه کجاست·وگر خداصفتی، دان که کدخدات منم
ganjoor: sh1725 · public domain