दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1736› शेर 9 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۷۳۶
- میان صورتها این حسد بود ناچار ولی چو آینه گشتم چه بر حسد گردم
G1736:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم·به گرد غصه و اندوه و بخت بد گردم
- 2 چو نیم مست من از خواب برجهم به صبوح·به گرد ساقی خود طالب مدد گردم
- 3 به گرد لقمه معدود خلق گردانند·به گرد خالق و بر نقد بیعدد گردم
- 4 قوام عالم محدود چون ز بیحدی است·مگیر عیب اگر من برون ز حد گردم
- 5 کسی که او لحد سینه را چو باغی کرد·روا نداشت که من بسته لحد گردم
- 6 لحد چه باشد در آسمان نگنجد جان·ز پنج و شش گذرم زود بر احد گردم
- 7 اگر چه آینه روشنم ز بیم غبار·روا بود که دو سه روز بر نمد گردم
- 8 اگر گلی بدهام زین بهار باغ شوم·وگر یکی بدهام زین وصال صد گردم
- 9 میان صورتها این حسد بود ناچار·ولی چو آینه گشتم چه بر حسد گردم
- 10 من از طویله این حرف می روم به چرا·ستور بسته نیم از چه بر وتد گردم
ganjoor: sh1736 · public domain