दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1742› शेर 7 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۷۴۲
- ز لطف توست که از جغدیم برآوردی چو طوطیان ز کف تو شکر همیخایم
G1742:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ببسته است پری نهانیی پایم·ز بند اوست که من در میان غوغایم
- 2 ز کوه قافم من که غریب اطرافم·به صورتم چو کبوتر به خلق عنقایم
- 3 کبوترم چو شود صید چنگ باز اجل·از آن سپس پر عنقای روح بگشایم
- 4 ز آفتاب خرد گرچه پشت من گرم است·برای سایه نشینان چو خیمه برپایم
- 5 چو ابن وقت بود دامن پدر گیرد·چه صوفیم که به سودای دی و فردایم
- 6 مرا چو پرده درآویختی بر این درگاه·هم از برای برآویختن نمیشایم
- 7 ز لطف توست که از جغدیم برآوردی·چو طوطیان ز کف تو شکر همیخایم
- 8 اگر ز جود کف تو به بحر راه برم·تمام گوهر هستی خویش بنمایم
- 9 شکار درک نیم من ورای ادراکم·به پای وهم نیم من درازپهنایم
- 10 سخن به جای بمان خویش بین کجایی تو·مرا بجوی همان جا که من همان جایم
ganjoor: sh1742 · public domain