दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1745 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۷۴۵

  1. تنا بسوز چو هیزم که از تو سیر شدم دلا برو تو ز پیشم تو را نمی‌جویم

G1745:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 فضول گشته‌ام امروز جنگ می‌جویم·منوش نکته مستان که یاوه می‌گویم
  2. 2 تنا بسوز چو هیزم که از تو سیر شدم·دلا برو تو ز پیشم تو را نمی‌جویم
  3. 3 لگن نهاد خیالش به چشمه چشمم·بهانه کرد کز این آب جامه می‌شویم
  4. 4 بگفتمش که به خونابه جامه چون شویی·بگفت خون همه زان سوست و من از این سویم
  5. 5 به سوی تو همه خون است و سوی من همه آب·نه قبطیم که در این نیل موسوی خویم

ganjoor: sh1745 · public domain