दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1803 शेर 5 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۰۳

  1. حیران ملک در رویشان آب فلک در جویشان ای دل چو اندر کویشان مست آمدی دستی بزن

G1803:5

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن·ای نقش او شمع جهان ای چشم من او را لگن
  2. 2 چشم و دماغ از عشق تو بی‌خواب و خور پرورده شد·چون سرو و گل هر دو خورند از آب لطفت بی‌دهن
  3. 3 ای کار جان پاک از عبث روزی جان پاک از حدث·هر لحظه زاید صورتی در شهر جان بی‌مرد و زن
  4. 4 هر صورتی به از قمر شیرینتر از شهد و شکر·با صد هزاران کر و فر در خدمت معشوق من
  5. 5 حیران ملک در رویشان آب فلک در جویشان·ای دل چو اندر کویشان مست آمدی دستی بزن
  6. 6 زان ماه روی مه جبین شد چون فلک روی زمین·المستغاث ای مسلمین زین نقش‌های پرفتن

ganjoor: sh1803 · public domain