दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1814› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۱۴
- گفت که ای سر خدا روی به هر کس منما شکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل من
G1814:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من·گفتم می می نخورم گفت برای دل من
- 2 داد می معرفتش با تو بگویم صفتش·تلخ و گوارنده و خوش همچو وفای دل من
- 3 از طرفی روح امین آمد و ما مست چنین·پیش دویدم که ببین کار و کیای دل من
- 4 گفت که ای سر خدا روی به هر کس منما·شکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل من
- 5 گفتم خود آن نشود عشق تو پنهان نشود·چیست که آن پرده شود پیش صفای دل من
- 6 عشق چو خون خواره شود رستم بیچاره شود·کوه احد پاره شود آه چه جای دل من
- 7 شاد دمی کان شه من آید در خرگه من·باز گشاید به کرم بند قبای دل من
- 8 گوید که افسرده شدی بیمن و پژمرده شدی·پیشتر آ تا بزند بر تو هوای دل من
- 9 گویم کان لطف تو کو بنده خود را تو بجو·کیست که داند جز تو بند و گشای دل من
- 10 گوید نی تازه شوی بیحد و اندازه شوی·تازهتر از نرگس و گل پیش صبای دل من
- 11 گویم ای داده دوا لایق هر رنج و عنا·نیست مرا جز تو دوا ای تو دوای دل من
- 12 میوه هر شاخ و شجر هست گوای دل او·روی چو زر اشک چو در هست گوای دل من
ganjoor: sh1814 · public domain