दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1832› शेर 6 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۳۲
- مستمع الست شد پای دوان و مست شد نیست بد او و هست شد لاله و بید و ضیمران
G1832:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 مانده شدهست گوش من از پی انتظار آن·کز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهان
- 2 خوی شدهست گوش را گوش ترانه نوش را·کو شنود سماع خوش هم ز زمین هم آسمان
- 3 فرع سماع آسمان هست سماع این زمین·و آنک سماع تن بود فرع سماع عقل و جان
- 4 نعره رعد را نگر چه اثر است در شجر·چند شکوفه و ثمر سر زده اندر آن فغان
- 5 بانگ رسید در عدم گفت عدم بلی نعم·می نهم آن طرف قدم تازه و سبز و شادمان
- 6 مستمع الست شد پای دوان و مست شد·نیست بد او و هست شد لاله و بید و ضیمران
ganjoor: sh1832 · public domain