दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1834› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۳۴
- اصل من و سرشت من مسجد من کنشت من دوزخ من بهشت من تازه من قدید من
G1834:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 عید نمای عید را ای تو هلال عید من·گوش بمال ماه را ای مه ناپدید من
- 2 بود من و فنای من خشم من و رضای من·صدق من و ریای من قفل من و کلید من
- 3 اصل من و سرشت من مسجد من کنشت من·دوزخ من بهشت من تازه من قدید من
- 4 جور کنی وفا بود درد دهی دوا بود·لایق تو کجا بود دیده جان و دید من
- 5 پیشتر از نهاد جان لطف تو داد داد جان·ای همگی مراد جان پس تو بدی مرید من
- 6 ای مه عید روی تو ای شب قدر موی تو·چون برسم بجوی تو پاک شود پلید من
- 7 جسم چو خانقاه جان فکرتها چو صوفیان·حلقه زدند و در میان دل چو ابایزید من
- 8 دم نزم خمش کنم با همه رو ترش کنم·تا که بگوییم توی حاضر و مستفید من
ganjoor: sh1834 · public domain