दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1836 शेर 3 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۳۶

  1. تند نمود عشق او تیز شدم ز تندیش گفت برو ندیده‌ای تیزی ذوالفقار من

G1836:3

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 باز بهار می کشد زندگی از بهار من·مجلس و بزم می نهد تا شکند خمار من
  2. 2 من دل پردلان بدم قوت صابران بدم·برد هوای دلبری هم دل و هم قرار من
  3. 3 تند نمود عشق او تیز شدم ز تندیش·گفت برو ندیده‌ای تیزی ذوالفقار من
  4. 4 از قدم درشت او نرم شده‌ست گردنم·تا چه کشد دگر از او گردن نرمسار من
  5. 5 پخته نجوشد ای صنم جوش مده که پخته‌ام·کز سر دیگ می رود تا به فلک بخار من
  6. 6 هین که بخار خون من باخبر است از غمت·تا نبرد به آسمان راز دل نزار من
  7. 7 روح گریخت پیش تو از تن همچو دوزخم·شرم بریخت پیش تو دیده شرمسار من

ganjoor: sh1836 · public domain