दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1848 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۴۸

  1. سرافراز است کُه لیکن نداند ذره باشیدن چه گویم باز را لیکن کجا پروانگی کردن

G1848:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردن·چه باشد ناز معشوقان به جز بیگانگی کردن
  2. 2 ز هر ذره بیاموزید پیش نور برجستن·ز پروانه بیاموزید آن مردانگی کردن
  3. 3 چو شیر مست بیرون جه نه اول دان و نه آخر·که آید ننگ شیران را ز روبه شانگی کردن
  4. 4 سرافراز است کُه لیکن نداند ذره باشیدن·چه گویم باز را لیکن کجا پروانگی کردن
  5. 5 به پیش تیر چون اسپر برهنه زخم را جستن·میان کوره با آتش چو زر همخانگی کردن
  6. 6 گر آب جوی شیرین است ولی کو هیبت دریا·کجا فرزین شه بودن کجا فرزانگی کردن
  7. 7 توی پیمانه اسرار گوش و چشم را بربند·نتاند کاسه سوراخ خود پیمانگی کردن
  8. 8 اگر باشد شبی روشن کجا باشد به جای روز·وگر باشد شبه تابان کجا دردانگی کردن

ganjoor: sh1848 · public domain