दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1856› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۵۶
- زهی بوسه زهی بوسه زهی حلوا و سنبوسه برآرد شیر از سنگی که عاجز گشت از او میتین
G1856:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 مرا هر دم همیگویی که برگو قطعه شیرین·به هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین
- 2 زهی بوسه زهی بوسه زهی حلوا و سنبوسه·برآرد شیر از سنگی که عاجز گشت از او میتین
- 3 تو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدی·که هر جزوت شدهست ای دل چو لب نالان و بوسه چین
- 4 چو تلقین گفت پیغامبر شهیدان ره حق را·تو هم مر کشته خود را بیا برخوان یکی تلقین
- 5 به تلقین گر کنی نیت بپرد مرده در ساعت·کفن گردد بر او اطلس ز گورش بردمد نسرین
- 6 بکن پی مرکب تن را دلا چون تو نیاسایی·چه آسایی از آن مرکب که لنگ است او ز علیین
- 7 بکن پی اشتری را کاو نیاید در پیات هرگز·به خارستان همیگردد که خار افتاد او را تین
- 8 چو او را پی کنی در دم چو کشتی ره رود بیپا·ز موج بحر بیپایان نبرد بادبان دین
ganjoor: sh1856 · public domain