दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1858› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۵۸
- وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر چون خامان شود دل خصم جان من کند هجران سزای من
G1858:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من·از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من
- 2 وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر چون خامان·شود دل خصم جان من کند هجران سزای من
- 3 سحرگاهان دعا کردم که این جان باد خاک او·شنیدم نعره آمین ز جان اندر دعای من
- 4 چگونه راه برد این دل به سوی دلبر پنهان·چگونه بوی برد این جان که هست او جان فزای من
- 5 یکی جامی به پیش آورد من از ناز گفتم نی·بگفتا نی مگو بستان برای اقتضای من
- 6 چو از صافش چشیدم من مرا درداد یک دردی·یکی دردی گران خواری که کامل شد صفای من
ganjoor: sh1858 · public domain