दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1859› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۵۹
- چو دیکی پخت عقل من چشیدم بود ناپخته زدم آن دیک در رویش ز بهر جوش شمس الدین
G1859:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین·دلم پرنیش هجران است بهر نوش شمس الدین
- 2 چو آتشهای عشق او ز عرش و فرش بگذشتهست·در این آتش ندانم کرد من روپوش شمس الدین
- 3 در آغوشم ببینی تو ز آتش تنگها لیکن·شود آن آب حیوان از پی آغوش شمس الدین
- 4 چو دیکی پخت عقل من چشیدم بود ناپخته·زدم آن دیک در رویش ز بهر جوش شمس الدین
- 5 در این خانه تنم بینی یکی را دست بر سر زن·یکی رنجور در نزع و یکی مدهوش شمس الدین
- 6 زبان ذوالفقار عقل کاین دریا پر از در کرد·زبانش بازبگرفت و شد او خاموش شمس الدین
ganjoor: sh1859 · public domain