दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1870 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۷۰

  1. معذوری خود دیده در خویش ترنجیده عذر دگران خواهد از باب هنرمندان

G1870:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان·وز کبر کسان رنجی و اندر تو دو صد چندان
  2. 2 گریانی و پرزهری با خلق چه باقهری·مانند سر بریان گشته که منم خندان
  3. 3 من صوفی باصوفم من آمر معروفم·چون شحنه بود آن کس کو باشد در زندان
  4. 4 معذوری خود دیده در خویش ترنجیده·عذر دگران خواهد از باب هنرمندان
  5. 5 بر دانش و حال خود تأویل کنی قرآن·وان گاه هم از قرآن در خلق زنی سندان
  6. 6 آب حیوان یابی گر خاک شوی ره را·وز باد و بروت آیی در نار تو دربندان
  7. 7 بگریز از این دربند بر جمله تو در دربند·جز شمس حق تبریز سلطان شکرقندان

ganjoor: sh1870 · public domain