दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1888› शेर 7 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۸۸
- دَرِ گفت فروبند و گشا روزن دل را ز مه بوسه نیابید مگر از ره روزن
G1888:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن·اگر بوسه به جانی است فریضه است خریدن
- 2 چو آن بوسه پاک است نه اندرخور خاک است·شوم جان مجرد برون آیم از این تن
- 3 مرا بحر صفا گفت که کامی نرسد مفت·گر آن گوهر با توست صدف را هله بشکن
- 4 پی بوسه گل را که فر بخشد مل را·جهانی است زبانها برون کرده چو سوسن
- 5 غلط گر همه شاهید چو مریخ و چو ماهید·هلا بوسه مخواهید از آن دلبر توسن
- 6 درآ ای مه آفاق که روزن بگشادم·شبی بر رخ من تاب لبی بر لب من زن
- 7 دَرِ گفت فروبند و گشا روزن دل را·ز مه بوسه نیابید مگر از ره روزن
ganjoor: sh1888 · public domain