दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1894› शेर 7 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۹۴
- شمس الحق تبریز چو خورشید برآید زیرا که ز خورشید بود جامه عوران
G1894:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران·این سلسله بگذار و کسی را بمشوران
- 2 در کوچه کوران تو یکی روز گذشتی·افتاد دو صد خارش در دیده کوران
- 3 در خواب نمودی تو شبی قامت خود را·بر سرو بیفزود ز تو قد قصوران
- 4 ای آنک تو را جنبش این عشق نبودهست·حیران شده بر جای تو چون تازه حضوران
- 5 از لحن عرابی چو شتر بادیه کوبد·زین لحن چه بیگانهای ای کم ز ستوران
- 6 عشقا تو سلیمان و سماع است سپاهت·رفتند به سوراخ خود از بیم تو موران
- 7 شمس الحق تبریز چو خورشید برآید·زیرا که ز خورشید بود جامه عوران
ganjoor: sh1894 · public domain