दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1896› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۸۹۶
- مثال شمع شد خونم در آتش ز دل جوشیدن و بر رخ فسردن
G1896:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 نشاید از تو چندین جور کردن·نشاید خون مظلومان به گردن
- 2 مرا بهر تو باید زندگانی·وگر نی سهل دارم جان سپردن
- 3 از آن روزی که نام تو شنیدم·شدم عاجز من از شبها شمردن
- 4 روا باشد که از چون تو کریمی·نصیب من بود افسوس خوردن
- 5 خداوندا از آن خوشتر چه باشد·بدیدن روی تو پیش تو مردن
- 6 مثال شمع شد خونم در آتش·ز دل جوشیدن و بر رخ فسردن
- 7 در این زندان مرا کند است دندان·از این صبر و از این دندان فشردن
- 8 از این خانه شدم من سیر وقت است·به بام آسمانها رخت بردن
ganjoor: sh1896 · public domain