दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1921› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۲۱
- ای ساقی تشنگان مخمور بس تشنه شدند می پرستان
G1921:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای ساقی و دستگیر مستان·دل را ز وفای مست مستان
- 2 ای ساقی تشنگان مخمور·بس تشنه شدند می پرستان
- 3 از دست به دست می روان کن·بر دست مگیر مکر و دستان
- 4 سررشته نیستی به ما ده·در حسرت نیستند هستان
- 5 چون قیصر ما به قیصریهست·ما را منشان به آبلستان
- 6 هر جا که می است بزم آن جاست·هر جا که وی است نک گلستان
- 7 یک جام برآر همچو خورشید·عالی کن از آن نهال پستان
- 8 دیدار حق است مؤمنان را·خوارزم نبیند و دهستان
- 9 منکر ز برای چشم زخمت·همچو سر خر میان بستان
- 10 گر در دل او نمینشیند·خوش در دل ما نشسته است آن
ganjoor: sh1921 · public domain