दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 193› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۳
- ای آب زندگانی ما را ربود سیلت اکنون حلال بادت بشکن سبوی ما را
G193:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 جانا قبول گردان این جست و جوی ما را·بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را
- 2 بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله·تا گل سجود آرد سیمای روی ما را
- 3 مخمور و مست گردان امروز چشم ما را·رشک بهشت گردان امروز کوی ما را
- 4 ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را·از ما رسد سعادت یار و عدوی ما را
- 5 شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم·فحل و فراخ کردی زین می گلوی ما را
- 6 ای آب زندگانی ما را ربود سیلت·اکنون حلال بادت بشکن سبوی ما را
- 7 گر خوی ما ندانی از لطف باده واجو·همخوی خویش کردهست آن باده خوی ما را
- 8 گر بحر می بریزی ما سیر و پر نگردیم·زیرا نگون نهادی در سر کدوی ما را
- 9 مهمان دیگر آمد دیگی دگر به کف کن·کاین دیگ بس نیاید یک کاسهشوی ما را
- 10 نک جوق جوق مستان در میرسند بستان·مخمور چون نیاید؟ چون یافت بوی ما را
- 11 ترک هنر بگوید دفتر همه بشوید·گر بشنود عطارد این طرقوی ما را
- 12 سیلی خورند چون دف در عشق فخرجویان·زخمه به چنگ آور میزن سه توی ما را
- 13 بس کن که تلخ گردد دنیا بر اهل دنیا·گر بشنوند ناگه این گفت و گوی ما را
ganjoor: sh193 · public domain