दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1946› शेर 5 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۴۶
- همچو ابرم روترش از غیرت شیرین خویش روی همچون آفتابت بس بود برهان من
G1946:5
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من·خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من
- 2 تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول·بودمی بیدام و بیخاشاک در عمان من
- 3 غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود·هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من
- 4 سخت نازک گشت جانم از لطافتهای عشق·دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من
- 5 همچو ابرم روترش از غیرت شیرین خویش·روی همچون آفتابت بس بود برهان من
- 6 رو مگردان یک زمان از من که تا از درد تو·چرخ را بر هم نسوزد دود آتشدان من
- 7 تا خموشم من ز گلزار تو ریحان می برم·چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من
- 8 من که باشم مر تو را من آنک تو نامم نهی·تو کی باشی مر مرا سلطان من سلطان من
- 9 چون بپوشد جعد تو روی تو را ره گم کنم·جعد تو کفر من آمد روی تو ایمان من
- 10 ای به جان من تو از افغان من نزدیکتر·یا فغانم از تو آید یا توی افغان من
ganjoor: sh1946 · public domain