दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1955 शेर 5 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۵۵

  1. عیب بینی از چه خیزد خیزد از عقل ملول تشنه هرگز عیب داند دید در آب روان

G1955:5

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان·هوشیاری در میان بیخودان و مستیان
  2. 2 بی محابا درده ای ساقی مدام اندر مدام·تا نماند هوشیاری عاقلی اندر جهان
  3. 3 یار دعوی می کند گر عاشقی دیوانه شو·سرد باشد عاقلی در حلقه دیوانگان
  4. 4 گر درآید عاقلی گو کار دارم راه نیست·ور درآید عاشقی دستش بگیر و درکشان
  5. 5 عیب بینی از چه خیزد خیزد از عقل ملول·تشنه هرگز عیب داند دید در آب روان
  6. 6 عقل منکر هیچ گونه از نشان‌ها نگذرد·بی نشان رو بی‌نشان تا زخم ناید بر نشان
  7. 7 یوسفی شو گر تو را خامی بنخاسی برد·گلشنی شو گر تو را خاری نداند گو مدان
  8. 8 عیسیی شو گر تو را خانه نباشد گو مباش·دیده‌ای شو گرت روپوشی نماند گو ممان

ganjoor: sh1955 · public domain