दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 196› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۶
- لطف تو مطربانه از کمترین ترانه در چرخ اندرآرد صوفیِ آسمان را
G196:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 در جنبش اندرآور زلفِ عبرفشان را·در رقص اندرآور جانهای صوفیان را
- 2 خورشید و ماه و اختر رقصان به گِردِ چنبر·ما در میانِ رقصیم رقصان کن آن میان را
- 3 لطف تو مطربانه از کمترین ترانه·در چرخ اندرآرد صوفیِ آسمان را
- 4 باد بهار پویان آید ترانه گویان·خندان کند جهان را خیزان کند خزان را
- 5 بس مار یار گردد، گل جفتِ خار گردد·وقت نثار گردد مر شاه بوستان را
- 6 هر دم ز باغ بویی آید چو پیک سویی·یعنی که الصلا زن امروز دوستان را
- 7 در سر خود روان شد بستان و با تو گوید·در سر خود روان شو تا جان رسد روان را
- 8 تا غنچه برگشاید با سرو سرّ ِ سوسن·لاله بشارت آرد مر بید و ارغوان را
- 9 تا سر هر نهالی از قعر بر سر آید·معراجیان نهاده در باغ نردبان را
- 10 مرغان و عندلیبان بر شاخهها نشسته·چون بر خزینه باشد ادرار پاسبان را
- 11 این برگ چون زبانها وین میوهها چو دلها·دلها چو رو نماید قیمت دهد زبان را
ganjoor: sh196 · public domain