दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1962 शेर 5 ← पिछला

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۶۲

  1. ز اول این خواب گفتم من که هم آهسته باش صبر کن تا باخود آیم یک زمان تو دم مزن

G1962:5

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من·بر کنار چشمه خفته در میان نسترن
  2. 2 حلقه کرده دست بسته حوریان بر گرد او·از یکی سو لاله زار و از یکی سو یاسمن
  3. 3 باد می زد نرم نرمک بر کنار زلف او·بوی مشک و بوی عنبر می رسید از هر شکن
  4. 4 مست شد باد و ربود آن زلف را از روی یار·چون چراغ روشنی کز وی تو برگیری لگن
  5. 5 ز اول این خواب گفتم من که هم آهسته باش·صبر کن تا باخود آیم یک زمان تو دم مزن

ganjoor: sh1962 · public domain