दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1965› शेर 9 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۶۵
- اندرون بحر عشقش جامه جان زحمت است نام و نان جستن به عشق اندر دلا خامی است آن
G1965:9
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 در میان ظلمت جان تو نور چیست آن·فر شاهی می نماید در دلم آن کیست آن
- 2 می نماید کان خیال روی چون ماه شه است·وان پناه دستگیر روز مسکینی است آن
- 3 این چنین فر و جمال و لطف و خوبی و نمک·فخر جانها شمس حق و دین تبریزی است آن
- 4 برنتابد جان آدم شرح اوصافش صریح·آنچ می تابد ز اوصافش دلا مکنی است آن
- 5 زانک اوصاف بقا اندر فنا کی رو دهد·مر مزیجی را که آن از عالم فانی است آن
- 6 آن جمالی کو که حقش نقش کرد از دست خویش·یا یکی نقشی که آن آذر و مانی است آن
- 7 هر بصر کو دید او را پس به غیرش بنگرید·سنگسارش کرد می باید که ارزانی است آن
- 8 ای دل اندر عاشقی تو نام نیکو ترک کن·کابتدای عشق رسوایی و بدنامی است آن
- 9 اندرون بحر عشقش جامه جان زحمت است·نام و نان جستن به عشق اندر دلا خامی است آن
- 10 عشق عامه خلق خود این خاصیت دارد دلا·خاصه این عشقی که زان مجلس سامی است آن
- 11 خاک تبریز ای صبا تحفه بیار از بهر من·زانک در عزت به جای گوهر کانی است آن
ganjoor: sh1965 · public domain