दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1988› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۸۸
- به شکرخانه او رفته به سر لب شکران مانده اندر عجبش خیره همه بوالعجبان
G1988:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان·که شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبان
- 2 به شکرخانه او رفته به سر لب شکران·مانده اندر عجبش خیره همه بوالعجبان
- 3 خبر افتاد که گرگی طمع یوسف کرد·همه گرگان شده از خجلت این گرگ شبان
- 4 چه خوشیهای نهان است در آن درد و غمش·که رمیدند ز دارو همه درمان طلبان
- 5 بس بود هستی او مایه هر نیست شده·بس بود مستی او عذر همه بیادبان
- 6 عارف از ورزش اسباب بدان کاهل شد·که همان بیسببی شد سبب بیسببان
- 7 خیز کامروز ز اقبال و سعادت باری·طرب اندر طرب است از مدد بوطربان
- 8 من بر آن بودم کز جان و دل تفسیده·بازگویی صفت عشق به روزان و شبان
- 9 شمس تبریزی مرا دوش همیگفت خموش·چون تو را عشق لب ماست نگهدار زبان
ganjoor: sh1988 · public domain