दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1997 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۹۷

  1. عقل میدانی او خود خر لنگ افتاده است در براق احدی دید کسی لنگیدن

G1997:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 هر که را گشت سر از غایت برگردیدن·ساکنان را همه سرگشته تواند دیدن
  2. 2 هر کی از ضعف خود اندر رخ مردان نگرد·بر دو چشم کژ او فرض بود خندیدن
  3. 3 هر کی صفرا شودش غالب از شیرینی·تلخ گردد دهنش گاه شکر خاییدن
  4. 4 عقل میدانی او خود خر لنگ افتاده است·در براق احدی دید کسی لنگیدن
  5. 5 ای کسی کز حدثان در حدثی افتادی·چون چنینی تو روا نیست تو را جنبیدن
  6. 6 باید اول ز حدث سوی قدم پیوستن·وانگهان بر قدمش نیمچه‌ای ببریدن
  7. 7 خانه شاه بزن نقب اگر نقب زنی·گوهری دزد از آن خانه گه دزدیدن
  8. 8 من علامات گهر گفتم لیکن چه کنم·کورموشی چو ندارد نظر بگزیدن
  9. 9 شمس تبریز سخن‌های تو می بخشد چشم·لیک کو گوش که داند سخنت بشنیدن

ganjoor: sh1997 · public domain