दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1998 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۹۹۸

  1. به خدا چرخ همان دید که من دیدستم ور نه دیدی ز چه بودیش به سر گردیدن

G1998:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن·به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن
  2. 2 به خدا چرخ همان دید که من دیدستم·ور نه دیدی ز چه بودیش به سر گردیدن
  3. 3 گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی·گفت خوردم دم او شرط بود نالیدن
  4. 4 گفتم ای ماه نو این جمله گداز تو ز چیست·گفت کاهش دهدم فایده بالیدن
  5. 5 فایده زفت شدن در کمی و کاستن است·از پی خرج بود مکسبه‌ها ورزیدن
  6. 6 پر پروانه پی درک تف شمع بود·چونک آن یافت نخواهد پر و دریازیدن
  7. 7 در فنا جلوه شود فایده هستی‌ها·پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن
  8. 8 پس خمش باش همی‌خور ز کمان‌هاش خدنگ·چون هنر در کمیت خواهد افزاییدن

ganjoor: sh1998 · public domain